X
تبلیغات
ماه وخورشید
سلام امید وارم حالتان خوب باشد ما را دیروز به جشنی بزرگ دعوت کردندند در این جشن بزرگ و به یاد ماندنی مادرها پدرها برادرها و خواهران بسیار بسیار زیادی آمده بودند در آن جشن بچه های کلاس اول شعر خواندند دختری از کلاس اول دبیرستان که اسمش فرناز محمدی بود و دختری که در کلاس پنجم به نام زهرا صابری نام داشتند شعر بسیار بسیار زیبایی خواندند و در آنجا قدر دانی به خاطر روز معلم و قدر دانی دیگر برای زحمت معلم ها بود روز معلم را به تمامی معلم های عزیز جهان  به خصوص خانم مهربان تبریک می گوییم توجه توجه تازه در آن جا از ما ها قدر دانی شد همه ی بچه ها جایزه گرفتند جایزه ی من و دختر های کلاسمان مثل هم بود تا دیدار دیگر خدانگهدار
+ نوشته شده توسط آیدا در پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 17:6 |
 

مادر! دست‏ها برای از تو نوشتن می‏لرزند، کلمه‏ها می‏مانند برای از تو سرودن وقلب تو، وسیع‏تر از حجم تمام دردها و رنج‏هاست؛ بلندتر از طول تمام غصه‏ها و شادی‏ها. قلب تو، دنیا را در خودش جای می‏دهد و تکه‏ای است از بهشت که بوی پر جبرییل می‏دهد.شانه‏هایت، تکیه‏گاه کبوتران صلح است و فرودگاه پرستوهای معصوم.پنجره‏ها، وضوی صبح‏شان را با عطر صدای تو می‏گیرند و دیوارها، با لالایی دعای تو به خواب می‏روند. زندگی، با مدیریت چشم‏های تو اداره می‏شود. تو، آسیاب رودخانه‏های پایان‏ناپذیر تلاش و کوششی. کلمه‏ها، در آستانه نامت زانو زده‏اند و هرچه جمله تعجبی است، در برابر مقامت خم شده‏اند.قلب تو ادامه کوه است در صلابت، ادامه باران است در صداقت، ادامه بهار است در صمیمیت، ادامه خورشید است در گرمی و ادامه مهتاب است در درخشش.

تاج از فرق فلک برداشتن

جاودان آن تاج بر سرداشتن

در بهشت آرزو ره یافتن

هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز در انواع نعمت ها و ناز

شب بتی چون ماه در بر داشتن

صبح از بام جهان چون آفتاب

روی گیتی را منور داشتن

شامگه چون ماه رویا آفرین

ناز بر افلاک اختر داشتن

چون صبا در مزرع سبز فلک

بال در بال کبوتر داشتن

حشمت و جاه سلیمانی یافتن

شوکت و فر سکندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زیستن

ملک هستی را مسخر داشتن

برتو ارزانی که ما را خوش تر است

لذت یک لحظه "مادر" داشتن

                                            شعر مادر از فریدون مشیری 

 

+ نوشته شده توسط آیدا در یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390 و ساعت 12:8 |
سلام امیدوارم حالتان خوب باشد من پیشاپیش عید را به همه ی مسلمانان جهان تبریک می گوییم چه ها ما امروز در مدرسه برای خودمان سفره ی هفت سین درست کردیم نمی دانید چقدر زیبا شد ما به کلاس اولی ها هم کمک کردیم که سفره ی هفت سین درست کنند و بعد به کلاس سوم رفتیم که ببینیم آن ها چه درست کردند بعد که توی کلاس بودیم خانم معلم ما در روی سفره ی هفت سین با پرچم نوشته بود سال نو مبارک  تا دیدار دیگر خدانگهدار
+ نوشته شده توسط آیدا در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389 و ساعت 17:55 |

سیلک نام اولین تمدن شهر نشینی ایران مرکزی در کاشان است ودر 3 کیلومتری جنوب غربی این شهر قرار دارد . سیلک کاشان اولین جایی است که شهر نشینی در آن شکل گرفته است . محوطه باستانی سیَلْک  در سمت راست جاده کاشان به فین قرار دارد . تپه سیلک در حقیقت زیگورات یا محل عبادت اقوام باستانی بوده است که از گل رس وسفال ساخته شده است. این بنای تاریخی تا سال ۱۳۱۰ شناسایی نشده بود و در میان مردم کاشان به شهر نفرین شده معروف بود تا اینکه با کاوش‌های باستان‌شناسان خارجی کشف شد.در خرابه‌های تپه باستانی سیلک چند اسکلت انسان و ظروف قدیمی پیدا شده است که این اشیاء در موزه‌های لوور فرانسه، موزه ی ملی ایران و موزه ی باغ فین و موزه ایی در جنب این بنای باستانی قرار داده شده است. از نکات قابل توجه این منطقه باستانی وجود خرده سفال‌های چند هزار ساله روی زمین و اطراف این تپه‌ها است.

+ نوشته شده توسط آیدا در یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 و ساعت 23:55 |

+ نوشته شده توسط آیدا در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 و ساعت 18:43 |
سلام امیدوارم حالتان خوب باشد امروز برف آمده بود وما بچه ها خیلی زیاد برف بازی کردیم و جای همه ی شما ها خالی بود به من که خیلی خوش گذشت چون با همه ی دختر ها برف بازی کردیم من به زمین افتادم  و همه ی دوستانم مرا مسخره کردند تا دیدار دیگر خدانگهدار   
+ نوشته شده توسط آیدا در سه شنبه هفدهم اسفند 1389 و ساعت 17:54 |
 

به دست خود درختی می نشانم              به پایش جوی آبی می كشانم

كمی تخم چمن بر روی خاكش                        برای یادگاری می فشانم

 

 درختم كم كم آرد بر گ و باری                 بسازد بر سر خود شاخساری

چمن روید در آنجا سبز و خرم                    شود زیر درختم سبزه زاری

 

به تابستان كه گرما رو نماید                  درختم چتر خود را می گشاید

خنك می سازد آنجا را ز سایه                      دل هر رهگذر را می رباید

 

به پایش خسته ای بی حال و بی تاب       میان روز گرمی می رود خواب

شود بیدار و گوید : ای كه اینجا                درختی كاشتی روح تو شاداب



عباس یمینی شریف

+ نوشته شده توسط آیدا در یکشنبه پانزدهم اسفند 1389 و ساعت 19:0 |

پوزپلنگهای برفی دوست ندارند در جمع باشندبرای گرفتن این عکس از نزدیک، عکاسان تعدادی تله عکاسی در نقاط مختلف نصب کردند.این تله‌ها هر بار که یک حیوان از نزدیک آنها عبور می‌کند به طور خودکار عکس می‌گیرند.

یک پلنگ در آبهای «کانکون» در مکزیک شنا می‌کندگروهی از افرادی که سوار بر «جت اسکی» هستند این صحنه را مشاهده می‌کنند.

رنگهای شگفت انگیز و براق پرهای این «کتزال» (پرنده بهشتی) بسیار دیدنی هستندکه بر روی یک درخت در گواتمالا آشیانه ساخته‌اندامروزه به سختی می‌توان این پرنده‌های رنگارنگ را دید. جمعیت آنها به طور غم انگیزی رو به کاهش است

 

+ نوشته شده توسط آیدا در شنبه چهاردهم اسفند 1389 و ساعت 22:48 |
+ نوشته شده توسط آیدا در جمعه سیزدهم اسفند 1389 و ساعت 8:41 |
سلام امیدوارم حالتان خوب باشد امروز ما جای قرآن را با جای ورزش عوض کردیم  و دیگر ما زنگ دوم ورزش نکردیم و به جای او قرآن خواندیم زنگ سوم ما یکم فوتبال بازی کردیم و یکم هم هفت سنگ بازی کردیم تا دیدار دیگر خدانگهدار
+ نوشته شده توسط آیدا در سه شنبه دهم اسفند 1389 و ساعت 20:42 |