|
مادر! دستها برای از تو نوشتن میلرزند، کلمهها میمانند برای از تو سرودن وقلب تو، وسیعتر از حجم تمام دردها و رنجهاست؛ بلندتر از طول تمام غصهها و شادیها. قلب تو، دنیا را در خودش جای میدهد و تکهای است از بهشت که بوی پر جبرییل میدهد.شانههایت، تکیهگاه کبوتران صلح است و فرودگاه پرستوهای معصوم.پنجرهها، وضوی صبحشان را با عطر صدای تو میگیرند و دیوارها، با لالایی دعای تو به خواب میروند. زندگی، با مدیریت چشمهای تو اداره میشود. تو، آسیاب رودخانههای پایانناپذیر تلاش و کوششی. کلمهها، در آستانه نامت زانو زدهاند و هرچه جمله تعجبی است، در برابر مقامت خم شدهاند.قلب تو ادامه کوه است در صلابت، ادامه باران است در صداقت، ادامه بهار است در صمیمیت، ادامه خورشید است در گرمی و ادامه مهتاب است در درخشش.
تاج از فرق فلک برداشتن جاودان آن تاج بر سرداشتن در بهشت آرزو ره یافتن هر نفس شهدی به ساغر داشتن روز در انواع نعمت ها و ناز شب بتی چون ماه در بر داشتن صبح از بام جهان چون آفتاب روی گیتی را منور داشتن شامگه چون ماه رویا آفرین ناز بر افلاک اختر داشتن چون صبا در مزرع سبز فلک بال در بال کبوتر داشتن حشمت و جاه سلیمانی یافتن شوکت و فر سکندر داشتن تا ابد در اوج قدرت زیستن ملک هستی را مسخر داشتن برتو ارزانی که ما را خوش تر است لذت یک لحظه "مادر" داشتن شعر مادر از فریدون مشیری
|
سیلک نام اولین تمدن شهر نشینی ایران مرکزی در کاشان است ودر 3 کیلومتری جنوب غربی این شهر قرار دارد . سیلک کاشان اولین جایی است که شهر نشینی در آن شکل گرفته است . محوطه باستانی سیَلْک در سمت راست جاده کاشان به فین قرار دارد . تپه سیلک در حقیقت زیگورات یا محل عبادت اقوام باستانی بوده است که از گل رس وسفال ساخته شده است. این بنای تاریخی تا سال ۱۳۱۰ شناسایی نشده بود و در میان مردم کاشان به شهر نفرین شده معروف بود تا اینکه با کاوشهای باستانشناسان خارجی کشف شد.در خرابههای تپه باستانی سیلک چند اسکلت انسان و ظروف قدیمی پیدا شده است که این اشیاء در موزههای لوور فرانسه، موزه ی ملی ایران و موزه ی باغ فین و موزه ایی در جنب این بنای باستانی قرار داده شده است. از نکات قابل توجه این منطقه باستانی وجود خرده سفالهای چند هزار ساله روی زمین و اطراف این تپهها است.






|
به دست خود درختی می نشانم به پایش جوی آبی می كشانم كمی تخم چمن بر روی خاكش برای یادگاری می فشانم
| ||
|
درختم كم كم آرد بر گ و باری بسازد بر سر خود شاخساری چمن روید در آنجا سبز و خرم شود زیر درختم سبزه زاری
| ||
|
به تابستان كه گرما رو نماید درختم چتر خود را می گشاید خنك می سازد آنجا را ز سایه دل هر رهگذر را می رباید
| ||
|
به پایش خسته ای بی حال و بی تاب میان روز گرمی می رود خواب شود بیدار و گوید : ای كه اینجا درختی كاشتی روح تو شاداب |
عباس یمینی شریف
پوزپلنگهای برفی دوست ندارند در جمع باشندبرای گرفتن این عکس از نزدیک، عکاسان تعدادی تله عکاسی در نقاط مختلف نصب کردند.این تلهها هر بار که یک حیوان از نزدیک آنها عبور میکند به طور خودکار عکس میگیرند.

یک پلنگ در آبهای «کانکون» در مکزیک شنا میکندگروهی از افرادی که سوار بر «جت اسکی» هستند این صحنه را مشاهده میکنند.

رنگهای شگفت انگیز و براق پرهای این «کتزال» (پرنده بهشتی) بسیار دیدنی هستندکه بر روی یک درخت در گواتمالا آشیانه ساختهاندامروزه به سختی میتوان این پرندههای رنگارنگ را دید. جمعیت آنها به طور غم انگیزی رو به کاهش است




